الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
605
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
است كه : بسا دانا اديب هوشمندى * كه عقلش كامل و چيزى ندارد بسا نادان داراى توانگر * چنين تقدير مىسازد خداوند و سرش آن است كه در بيان فوائد ابتلاء و گرفتارى و ثواب بىپايان آن گذشت و به علاوه كثرت مال موجب تكبر و سرفرازى و احتقار فقراء و درشت خوئى و قساوت و جفا و غفلت از خدا است براى سرگرمى به حفظ مال و فزايش آن با وجوب حقوق مالى كه كمتر كسى آن را مىپردازد و اين خود مايهء خشم خدا است ، و فقرا از همهء اين مفاسد بركنارند . از مجلسى ( ره ) - دور نيست كه مساكين با تشديد سين و صيغهء مبالغه باشد يعنى آنها كه پر به صبر چسبيدهاند . و رؤيت ملكوت آسمانها و زمين مقاماتى است كه طبق لياقت هر دستهاى براى آنها بوجود آيد ، برخى انديشه در آفرينش آسمانها و زمين كنند و در نظام جهان ، و قدرت و حكمت خدا را از آن بدانند ، و بفهمند كه خدا آنها را بيهوده نيافريده بلكه براى امر عظيمى آفريده ، چنانچه خدا فرمايد : « بينديشند در آفرينش آسمانها و زمين ، پروردگارِ ما نيافريدى اين را بيهوده » برخى بينديشند كه آفرينندهء آسمانها و زمين ناتوان و بخيل نيست و آنها را فقير و محتاج نكرده مگر براى مصلحت مهمى و بر بلاى خدا صبر كنند و به قضاى او راضى باشند ، و تفسير مساكين در اينجا به انبياء و اوصياء اظهر است . از مجلسى ( ره ) - « امنائنا على محاويجهم » امين بودنِ توانگران بر محتاجانِ شيعه ، يا مبنى است بر آنچه در آخر كتاب حجت گذشت از اينكه همهء اموال از امام است و براى شيعه رخصت در تصرف دادهاند و اين تصرف مشروط است به رعايت فقراء شيعه و ناتوانانِ آنها ، يا بنا بر اين است كه آنان خلفاى خدايند و بايد از توانگران حقوق خدا را بستانند و بر محتاجان صرف كنند و چون در زمان تقيه و غيبتِ امام گرفتن آن حقوق